درس آموزى از مكتب عاشورا3
زنده نگهداشتن محرّم و ذكر مصائب اهل بيت (ع)
بايد ماها و شماها در گفتارى كه داريم و خصوصاً در اين ماه محرّم و صفر، كه ماه بركات اسلامى است و ماه زنده ماندن اسلام است، بايد ما محرّم و صفر را زنده نگه داريم به ذكر مصائب اهل بيت- عليهم السلام- كه با ذكر مصائب اهل بيت- عليهم السلام- زنده مانده است اين مذهب تا حالا؛ با همان وضع سنتى، با همان وضع مرثيه سرايى و روضه خوانى. شياطين به گوش شما نگويند كه ما انقلاب كرديم، حالا بايد همان مسائل انقلاب را بگوييم و مسائلى كه در سابق بود حالا ديگر منسى بايد بشود؛ خير ما بايد حافظ اين سنتهاى اسلامى، حافظ اين دستجات مبارك اسلامى كه در عاشورا، در محرّم و صفر، در مواقع مقتضى به راه مىافتند، [باشيم؛] تأكيد كنيم كه بيشتر دنبالش باشند. محرّم و صفر است كه اسلام را نگه داشته است. فداكارى سيدالشهدا- سلام اللَّه عليه- است كه اسلام را براى ما زنده نگه داشته است؛ زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتى خودش از طرف روحانيون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق و از طرف تودههاى مردم با همان ترتيب سابق كه دستجات معظم و منظم، دستجات عزادارى به عنوان عزادارى راه مىافتاد. بايد بدانيد كه اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند، بايد اين سنتها را حفظ كنيد. البته اگر يك چيزهاى ناروايى بوده است سابق و دست اشخاص بىاطلاع از مسائل اسلام بوده، آنها بايد يك قدرى تصفيه بشود، لكن عزادارى به همان قوّت خودش بايد باقى بماند و گويندگان پس از اينكه مسائل روز را گفتند، روضه را همانطور كه سابق مىخواندند و مرثيه را همانطور كه سابق مىخواندند، بخوانند و مردم را مهيا كنند براى فداكارى، اين خون سيدالشهداست كه خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش مىآورد و اين دسته جات عزيز عاشوراست كه مردم را به هيجان مىآورد و براى اسلام و براى حفظ مقاصد اسلامى مهيا مىكند. در اين امر، سستى نبايد كرد. البته بايد مسائل روز گفته بشود.
بايد در همه منابر به اين جوانهايى كه گول خوردهاند- از اين منافقين و امثال آنها- نصيحت بشود، دعوت به حق بشود. بايد آنها را فهماند كه اينهايى كه شما را دعوت مىكنند كه به ضد جمهورى اسلامى قيام كنيد، اينها با اسلام بَدند؛ با اسم اسلام، مىخواهند اسلام را از بين ببرند. اينها يك روز با مقاصد اسلامى همراه نبودهاند. اينها نهج البلاغه و قرآن را اسباب دست قرار دادند؛ براى اينكه نهج البلاغه و قرآن را از بين ببرند. و اين جوانهاى بىاطلاع، اين دخترهاى بىاطلاع، اين پسرهاى بىاطلاع [كه] دستخوش اين تبليغات سوء اينها شدهاند و در مقابل ملت ايستادهاند و در مقابل ملت مىخواهند كارى انجام بدهند، حالا بايد بفهمند اينها كه نمىتوانند كارى انجام بدهند.
اگر بيايند در خيابانها و بخواهند شلوغ بكنند، همان خود مردم آنها را تربيت مىكنند.
قواى نظامى و انتظامى قدرتمندند و جلوى اينها را مىگيرند. شما بچهها و جوانها، چرا خون خودتان را به هدر مىدهيد؟ شما برگرديد به اسلام، رها كنيد اين اشخاصى كه شما را اغوا مىكنند (1) و بياييد توبه كنيد، قبل از اينكه در صحنه گرفتار بشويد كه آن وقت مشكل است
آقايان در مجالس اينها را دعوت كنند. ما ميل نداريم كه جوانهايى كه بايد براى كشور خودشان خدمت كنند، در خدمت امريكا باشند، به وسيله اين اشخاصى كه به اسم اسلام مىخواهند اسلام را از بين ببرند. بالاخره، بايد شماها كه دعوت كرديد تاكنون مردم را به اسلام و اسلاميت و به فضايل اخلاقى، امروز هم همت بگماريد كه بيشتر دعوت كنيد؛ هم مسائل روز را براى مردم بگوييد و هم مفاسدى كه مترتب بر فعل اين گروهكها هست كه مىخواهند اين جمهورى را به هم بزنند به نفع امريكا 0اينها را تنبه بدهيد به مردم- و هم جنبههاى اخلاقى را. و من اين جهت را بايد عرض كنم كه كسانى كه به اين پُست بسيار مهم گماشته شدهاند و خودشان داوطلب آمدهاند و وارد در سنخ روحانيون و خطبا شدهاند، بايد خودشان را تهذيب كنند و خودشان را با اخلاق اسلامى تطبيق بدهند؛ عامل به احكام اسلام باشند ..
فساد اخلاقى- خداى نخواسته- مبادا در بين آنها [باشد؛] يكى- دوتايى [اگر] پيدا بشود كه فساد اخلاق دارند، بايد اخلاق خودشان را، اعمال خودشان را، كردار خودشان را، رفتار خودشان را تعديل كنند و موافق اسلام تطبيق بدهند تا حرفهايشان در مردم تأثير كند. اگر- خداى نخواسته- يك گويندهاى خودش آلوده باشد، نمىتواند با گفتار خودش، ديگران را از آلودگى جلوگيرى كند. اول بايد خودمان را اصلاح كنيم و كوشش كنيم كه ان شاء اللَّه، خودمان اصلاح بشويم و مردم را اصلاح كنيم. اين طايفه بايد در منابر، در مساجد و هر جايى كه مقتضى است، با مردم صحبت كنند و علاوه بر اينكه مسائل روز را مىگويند، مسائل اخلاقى و مسائل اعتقادى و اين مسائل تهذيب نفس را به مردم بگويند و مردم را هدايت كنند و مردم را به اين مسائل اسلامى آشنا كنند و در آخر منبر روضه را بخوانند و زياد بخوانند؛ دو كلمه نباشد. همان طورى كه در سابق عمل مىشد، روضه خوانى بشود، مرثيه گفته بشود، شعر و نثر در فضايل اهل بيت و در مصائب آنها گفته بشود تا اين مردم مهيا باشند؛ در صحنه باشند، بدانند كه ائمه ما تمام عمرشان را صرف براى ترويج اسلام كردند، اگر آنها يك سازش مىخواستند بكنند، همه جهات مادى برايشان مهيا بود، لكن خودشان را فداى اسلام كردند و با ستمكاران سازش نکردند
بايد مردم را آشنا كنيد به وظايف خودشان. و از مردم هم تقاضا مىشود كه راهپيماييها به عنوان راهپيمايى نباشد، به عنوان دستجات باشد. همان دستجات سنتى با حفظ جهات شرعى اسلامى. و عاشورا را زنده نگه داريد كه با نگه داشتن عاشورا كشور شما آسيب نخواهد ديد. شما گويندگان نقش مهمى در اين باب داريد و مسئوليت بزرگى هم داريد؛ چنانچه تمام علما، هم نقش بزرگ دارند، هم مسئوليت بزرگ. هركس به اندازه خودش مسئوليت دارد ..
(1)- فريب دادن و گول زدن.
صحيفه امام، ج15، ص: 331 صحيفه امام، ج15، ص: 332 صحيفه امام، ج15، ص: 333